محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
49
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
يكى از شعرا گويد : ذاك الذى مات مرارا و دفن * فانتفض الترب و مزق الكفن نخستين بار وفات او را محمد بن هشام المهدى كه تخت فرمانروايىاش را اشغال كرده بود اعلام داشت و او را در محضر علما و فقها و در ماه شعبان سال 399 ه به خاك سپرد ؛ ولى پس از سالى ، بار ديگر به دست واضح سر از خاك بهدرآورد و به خلافت نشست . بار دوم به دست سليمان المستعين يا پسرش محمد بن سلمان در سال 403 ه كشته شد و نهانى به خاكش سپردند . چون على بن حمود به قرطبه درآمد و ديد كه مردم بر اين اعتقادند كه هشام نمرده بلكه مخفى شده ، همهجا از پى او گشت و نيافتش ؛ آنگاه وفات او را اعلام نمود و در سال 407 ه به نام خود به خلافت خطبه خواند . سپس قاضى ابن عباد در سال 426 ه آمد و ظهور هشام را اعلام نمود و به نام او خطبه خواند و براى دفع دعاوى بنى حمود ، در ظل خلافت او به فرمانروايى پرداخت . « 20 » 4 در آغاز اين بحث در باب المعتضد بن عباد اشارت كرديم كه به او صفات و سجاياى درخشندهاى نسبت دادهاند . در اينجا مىتوانيم برخى از خصوصيات اين شخصيت نيرومند و در عينحال تندخوى را بياوريم . المعتضد بن عباد بدون هيچ شائبهاى بزرگترين پادشاهان عصر خود در خانوادهء ملوك الطوايف بود . در عزم و دها بر همه برترى داشت و همتش از همه فراتر بود . در روايات معاصر المعتضد تصويرى كه از او ارائه مىشود مردى است بدخوى ، سختدل و غدار ، از آنگونه كه براى تحقق آرمانهاى خويش هروسيلهاى را به كار مىبرد هرچند
--> ( 20 ) . رجوع كنيد به روايت ابن حيان و تعليقات دوزى بر آن در , I . V , muradidabbA airotsiH 052 . p و نيز ابن عذارى : البيان المغرب ، ج 3 / ص 249 .